از اين ديدگاه.
۲. برآيش ِ هستى
سخن از زمينه های زيست شناسيک هنر است اما پيش از پرداختن به چنين کاری ناگزير از پرداختن به مبانی تئوری داروين و چگونگی پيدايش هستی و شکل گيری آن برروی زمين از آغاز تا اکنون هستيم.
برآيش، كُند ـ روندِ ديگرگونيهاى زيندگان از آغازِ پيدايش هستى تاكنون برروى زمين است. اين روند نزديك به سه ميليارد سال پيش با آغاز نخستين جرقه زندگى آغاز گرديده است و همزمان همگام با دگرگونيهاى زيستبومى، گونه ها و دسته ها و رسته هاى گوناگونى از قارچ، ويروس، باكتري، گياه و جانور پديد آورده است. برآيش، روندى هماره دركار و پايان ناپذير است و تا هنگامى كه زندگى بر روى زمين هست، كششها، كوششها و واكنشهاى برآيشى نيز در كار خواهد بود.
از ديدگاه برآيشى، همه زيندگان كنونى، زاده تك ياخته اى هستند كه اندى پس از سرد شدنِِ ِ پوسته رويين زمين در جام آغازين ِ هستى برآمد و اندك اندك در گذرِ تاريخ، فواره وار به شاخه ها، خوشه ها و ذره هاى گوناگون روگردانيد. بنابراين، نمايه هاى گوناگون ِ هستى، چشمه اى همگون داشته است و همه زيندگان هنوز نيز نيازهاى بنيادين همگونى دارند. نمونه اي چگونگى، نياز به هوا، آفتاب، خوراك و نوشاك است.
دگرگونيهاى برآيشى، پى گير ِ هدف ويژه اى نيست و خواستى جز سازگارتر ساختن ِ تن و جان زيستاران براى ماندگارتر نمودن ِ ژنهاى آنان در جهان ندارند. اين روند آنچنان كُند است كه انسان را ياراى ديدن آن نيست زيرا دگرگونيهاى برآيشى كه همان دگرگونيهاى ژنتيك است، پس از صدها و گاه هزارها سال شكل مى گيرد و پديد مى آيد.
برآيش و تكامل
برآيش، آنگونه كه در كتابهاى درسى آمده است به معناى تكامل نيست. پنداره " تكامل" و گرايش انسان بسوى كمال، پنداره اى دينى است كه در آن هر ذره، نمادى از ذاتِ كامل پروردگار است كه تسبيح گويان در آرزوى رسيدن به كمالِ، هماره بسوى او روان است. البته اين كمال دست يافتنى نيست. نگرشهاى آئينى بويژه اديان سامى، انسان را رودى از بهشت مى پندارند كه سرپيچى از فرمان پروردگار، او را بسوى اين جهان رانده است. اين رود، فرد را به دوراهه اى مى رساند يكى بازگشت به بهشت و ديگرى راه دوزخ است.
انسان از ديدگاه اديان سامى، آفرينه اى كمال جوست و جهان آزمايشگاه وى براى سپردن راه تعالى و نشان دادن سزاوارى او براى بازگشت به اصل خويش است كه اصل ِ برترين از فردوس برين است. از اين ديدگاه، انسان هيچ پيوند نژادى با ديگر زيندگان ندارد و تافته جدابافته ايست كه پروردگار جهان پس از آفريدن وى برخود درود فرستاده است.
ديدگاه برآيشى، چشم اندازى واروى نگرشهاى آئينى دارد. اگر تئورى بيگ بنگ را در برابر افسانه آفرينش بگذاريم، اين تئورى، آغاز ِ هستى را دوزخى خروشان و جوشان از آتشاب ِ ناشى از انفجارِ بيگ بنگ مى پندارد. از اين ديدگاه، انسان رودى از دوزخ است كه بسوى اكنون و آينده روان شده است. اين رودِ برآيشى، رودِ زندگى است كه ميلونها سال پيش، از دل آتش و آب برآمده است و همراه با دگرگونيهاى زيستبومى ديگرگون و رنگارنگ گرديده است. بخشى رويش خود را در خاك فروبرده است و زايش و رويش خود را با بهار همراه كرده است و بخشى ريشه در خون. چنين است كه امروز زندگى را در شكلها و شيوه ها و رنگهاى گوناگون مى توان ديد.
برآيش، كاروان زندگى را همزى، هم پيوند و هم نياز مى داند و برآنست كه نژادِ هيچ زينده اى را برديگرى برترى نيست. رده بندى ِ برآيشى، شكلى افقى دارد و برآيش شناسان، زيندگان را در گستره اى همگف رديف مى كنند. از اين ديدگاه، انسان يكى از مليونها زينده زمين است كه هيچ گونه برترى ِ برآيشى برديگر جانوران ندارد. البته اگر پيشرفت را توانايىِ دستبرد در سازه هاى زيستى و سازمان ژنتيك زيندگان بدانيم و بپنداريم كه با بازپردازى ِ ژنها، انسان روزى خواهد توانست كه همه بيماريها را درمان كند، آنگاه مى توان گفت كه انسان رودى از دوزخ است كه بسوى بهشت روان است. البته اين بهشت افسانه اى و آرمانى است و تا جاودان هماره در راه خواهد بود.
ديدگاه برآيشى، پيدايش جهان و زيندگان را بى برنامه و ناهدفمند مى داند و رده بندى جانوران را تنها با چشمداشت به تاريخِ برآيش آنها و بدون هيچ ارزشداورى شكل مى دهد. برآيش، روندى خود مدار و ناهدفمند است. گزينشهاى برآ يشى تنها در پاسخ به نيازهاى زيستى شكل مى گيرد. همه گياهان و جانوران، خواهان ِزندگى در همه سرزمينهاى جهانند تا تخم و تخمه خود را هر چه بيشتر برروى زمين بپراكنند، اما در هر سرزمين، تنها زيندگانى كه با سازه هاى زيستىِِ آن زيستگاه، سر سازش دارند، مى توانند بمانند: ماهى در كوير ديرى نمى پايد و شتر نيز از آب گريزان است. چنين است كه در هرسززمينى تنها گياهان و جانورانى كه توانايى ساختن با دشواريهاى زيستبومى آن سرزمين را داشته اند، مانده اند. اين شيوه گزينش خودبخودى، طبيعى و برآيشى است. همه زيندگان كنونى قهرمانان زندگى هستند زيرا كه اينان از ميان ِ بى شمار زيندگانى كه توانايى سازگارى و ماندگارى نيافته اند، در ميدان هستى برگزيده شده اند.
در طبيعت، در برابرِ هر زيندهِ پيروز، مليونها نسل ناكام وجود دارد كه هيچ يك تابِ ماندگارى در زيستبوم خود را نداشته است. ازميان آنانى نيزكه اكنون از پىِ هزاره هاى صبر و ستيز و فراز و فرودهاى برآيشى گذشته اند و به اينجا و اكنون رسيده اند، اندك دگرگونى ناگهانى آب و هوا مى تواند بسيارى از آنها را از گستره هستى بدر كند. هر بار كه دماى زمين اندگى گرمتر و يا سردتر از آ نچه كه بايد مى شود، نسل ِ هزاران زينده برمى افتد و هزاران زينده تازه به جهان مىآيد.
دنباله دارد......
-------------------------------------------------------------------------------------------------
برآيش را در برابر (Evolution) آورده ام. پيش از اين در زبان فارسى واژه "تكامل" براى اين مفهوم بكار برده شده است كه بار ِ معنايى آن مخالف Evolution است.
¤ ٢:٥٦ ق.ظ ابراهيم هرندى
|+|
پيام هاي ديگران ()
