گُـــــوبــاره


 

 

کــــــــــوچ

 

از اين پس گـُــــــــوبـــاره را در اينجا بخوانيد.


ابراهيم هرندى

پيـرامون زبان فارسـی

 

۹. نظـم و نثـر

 

قالب زبان شعر فارسی تا پيش از پيدايش شعر نيمايی، نظم بود.  اهميت شعر در فرهنگ فارسی سبب شده است که نثر در زبان فارسی در واکنش به نظم تعريف شود. چنين است که مراد از نثر، نوشته ای ست که نيازی به وزن و قافيه و رديف ندارد. اين چگونگی، پيش پندارهای چندی را با خود آورده است که پايانداد ِ آنها سبب شده است که نثر فارسی کنونی، رسانه ای ناکارآمد برای ترابری و واسپاری مفاهيم و گفتمانهای زبانی به ديگران و به ديگر زمان ها باشد.  يکی از دلايل اين که ما امروز اين همه نوشته بی معنی داريم همين است. نثربی هنجار، بازتاب نظم فارسی بر نثر اين زبان است. 

 

دنبـــاله...

 


ابراهيم هرندى

 

 

نبض‌ِ طبيعت‌ با پرِ پروانه‌ می‌ زد

آسمان‌ آسوده‌ و آبی‌

هوا خوش‌

آفتاب‌ و آب‌

در هم‌ بر هم‌ و روشن‌

چراغ‌ِ زندگی‌ می‌ سوخت‌

 

ـ "بايد لحظه‌هايی‌ را

     برای‌ روزهای‌ ابری‌ِ نمناك‌

                                       بردارم‌

     برای‌ خواب‌ های‌ سردِ بی‌ رويا"

 

صدا می‌ گفت‌.

 

- "بايد خوشه‌ای‌ ارديبهشت‌

                                      از خاك‌ بردارم‌."

 

حباب‌ِ نازك‌ِ شادی‌

                       كدر می‌ شد

 

صدای‌ يادِ فردا بود

 

- تُف‌ بر تو

   گرازِ آز و انبازی‌

   و در من‌ چيزی‌ از خواب‌ِ لجن‌

   از طرح‌ِ روياهای‌ شيرين‌ِ تو می‌ گويد

 

- ببين‌!

   روزی‌ چنين‌ شيرين‌

   چگونه‌ پيش‌ِ تو از سكه‌ می‌ افتد!!

  

 

سكوت‌ِ سبزِ بی‌ پيرايه‌

                            می‌ پژمرد

تكان‌ می‌ خورد

                      آب‌

                             از

                                  آب‌

شورِ شعر می‌ افسرد

و خشمی‌ خشك‌

در من‌ شعله‌ می‌ افروخت‌

چراغ‌ِ زندگي‌ می‌ سوخت‌

 

 


ابراهيم هرندى

نـگـرش ِ ايـرانی

 

6. بيـــداد

 در پيوند با پذيره های اخلاقی نيز اين ادبيات، چشم اندازی اين گونه دارد. بخش بزرگی از شاهکارهای بزرگ ادبی فارسی، درباره اندرز آموزی به شاهان است. از شاهنامه گرفته تا سياست نامه، گلستان سعدی و رستم التواريخ، تا قصيده های ملک الشعرای بهار در روزگاران ِ نزديکتر. در متن همه اين کارهای ماندگار نکته هايی از اين دست می توان يافت:

 

دنباله

 


ابراهيم هرندى

ارونيزم بومی!

 

به تازگى اروتيزم هم يكى از موضوع هاى تازه شعر فارسى برونمرزى شده است و بسيارى از شاعران جوان در اين حوزه نيز به طبع آزمايى پرداخته اند. البته اين گستره را بايد قلمرو "ادبيات بى دردان"، دانست. هدف من در اينجا نوشتن درباره زمانمندى اين پديده نيست، بلكه مى خواهم ياد آور شوم كه اين رشته در ادبيات فارسى آنچنان هم كه برخى مى پندارند، تازگى ندارد. تا دريابيد چه می نويسم، نمونه هايى از تک بندهای اروتيك ار شعر کلاسيک فارسی در اينجا می آورم:

زير دامان تو پنهان چيست اى نازك بدن
نقش سُم آهوى چين است يا برگِ خُتن

(ابوالعلا گنجوى)


بزيرِ دامن ِ آن شوخ ديدم
دو انگشت از يد قدرت شده خم
(لاله)

كف پاى بلورينت، اگر دست دعا گردد
ز محرابِ خّم رانت، چه حاجتها روا گردد!
(مجمر اصفهانى)

کمر از کوه برون آيد و اين لُعبت ِ شوخ

عجبم کاين همه کوه از کمر آورده برون

(صبوحی)

 

يک نگاه ِ سير، سيرم می کند

چشم کورم کار ِ ...رم می کند

(رعدی آذرخشی)

تا آنجايى كه من مى دانم، شعر اروتيك پيشينيان همه مردانه و ساخته و پرداخته شاعران مرد است. البته نمى دانم كه آيا شاعران زن در روزگار ما شعر اروتيك مى سرايند يا نه؟ از شاعران پيشين، برخى در اين حوزه، خيال ورزی ها كرده اند، مانند؛ انورى ابيوردى، خاكشير اصفهانى و ايرج ميرزا. چون در گذشته، شعر درفرهنگ ما  دربرگيرنده همه گستره هستى بوده است، پيشينيان درباره همه چيز مى گفتند و مى نوشتند. براى نمونه، واحدى بخارايى درباره همسرش كه سرى بى مو داشته است. نوشته است كه:

اى شوخ، رُخت ز لاله محبوبتر است
هر عضو ز اعضاى دگر خوبتر است
گر كاسه ى سر نداردت موى چه غم
بى موى چو كاسه بود، مرغوبتر است

و يا شاعرى كه همسرش بينى نداشته است، اين چنين گفته است:

بينى اگر نمانده برآن چهره، عيب نيست
منبر درون ِ كعبه نمى دارد احتياج

اما از همه زيباتر اين بيت است كه شاعر درباره دلبر آبله روى خود سروده است.

يار من بسكه نازك است تـنش
مانـده جـاى نـگاه بربـدنـش


ابراهيم هرندى

دُعــا

 

باشد که عشق در تو بروید بهار وار
باشد که راه,
کوچه دهد گامهات را

باشد که شادمانی
از دور, روبروی تو آغوش واکند

باشد نسیم پشت سرت نرم
خورشید عشق کٌنج دلت گرم
باشد که باغ هر هیجان در تو گل کند


ابراهيم هرندى

هفت آينـــد

 

هفت آيند، روايت هفت نکته روزمره است که به ذهن من آمده است. اين ذهن آيندها هيچ پيوند منطقی با همديگر ندارد.

 

دنبــاله...

 


ابراهيم هرندى

پيوندها:
Free counter and web stats